گذشت این سالهای تجربهی کار در سازمانهای متنوعی رو برای من فراهم کرد. دنبال کردن یک ایده در تیم چند نفره دوستان، شرکت چند ده نفره، چند صد نفره تا کار کردن در یکی از بزرگترین مجموعههای کشور. این تنوع در موضوع فعالیت سازمانها هم وجود داشت. گاهی فناوری یک واحد پشتیبان (Supportive) بود در اون سازمان و گاهی به عنوان فعالیت اصلی (Core Business) اون سازمان.
چیزی که در تمام این سالها در رابطه با سازمانها برام جذاب هست، جایگاه واحد و تیمهای فناوری در سازمان هست. فارغ از این که در تیم توسعه نرمافزار هستید یا زیرساخت یا امنیت یا… بخش بزرگی از تجربهی کاری شما نتیجهی جایگاه، ارزش و پرستیژ تیم فناوری در نگاه مدیران و کارکنان سازمان هست.
در این که رفتار و نتایج فنی تیم فناوری در این مورد مهم هست شکی نیست. اما حقیقت این هست که سهم مهمی از پرستیژ، جایگاه و نهایتن رضایت شما نه از خروجیهای فنی، بلکه از رفتار و تواناییهای نرم مدیران تیم فنی و نحوه تعیین جایگاه (Position کردن) این واحد در ذهن مدیران و بدنه سازمان نشأت میگیره.
حتا این که Core Business سازمان شما هم فناوری اطلاعات یا مبتنی بر اون باشه تضمینی بر حفظ این پرستیژ نیست!
مدیران ارشد تیم فناوری نقش بسیار مهمی در ساخت جایگاه و نگاه مدیران ارشد سایر تیمها و به دنبال اون بدنهی سازمان به کارکنان تیم فناوری دارند. این جایگاه رابطهی مستقیمی با پارامترهایی داره که در نهایت رضایت شغلی اعضای تیم رو میسازه. از حقوق به عنوان یک مولفه شناخته شده و مستقیم گرفته تا مواردی مثل تعامل سایر واحدها با شما، تخصیص بودجه به پروژهها، تخصیص امکانات رفاهی، احترام در سازمان و حتا مواردی که کمتر دیده میشه مثل محل استقرار و ابزاری که در اختیار شما قرار میگیره.
پس اگر مدیر هستید بدونید دفعهی بعدی که در جلسهی مدیران ارشد سازمان حاضر شدید؛ میزان کاریزما، اتوریته، نظم، ادبیات و حتا لباس پوشیدن شما داره به تصویر بزرگتری شکل میده که حاصل اون بر کارکرد و رضایت شغلی یک تیم تاثیر میذاره.
و اگر عضو تیم هم هستید، فارغ از این که کجای تیم و با چه سطح ارشدیتی مشغول هستید،بدونید شما هم با هر سلام و علیک و تعامل با سایر اعضا دارید یک نوع از نگاه به تیمتون در سازمان رو تقویت میکنید.
جزئیات بسیار مهم و دوست داشتنی هستند، حواستون بهش باشه.

